تبليغاتX
...:: :: :: گويش خوانساري :: :: ::...
معرفی شهر زيباي خوانسار و مسائل مربوط به این شهر ولي اين وبلاگ بيشتر به گويش خوانساري مي پردازد


...:: :: :: گويش خوانساري :: :: ::...
















در گویش خوانساری اغلب کلمه ها با (( الف )) جمع بسته می شود.

مثل : اوا ( ooha  ) که معنی آبها میدهد  

خاکا ( khaka ) که معنی آن خاکها می شود  

خبیا ( khebia ) که معنی خوبیها می دهد

 

به بعضی از کلمات (( همه )) و (( اینهمه )) نیز اضافه می شود .

مثل : اینهمه گنا ( inhameh gona  ) که معنی اینهمه گناه است.

اینهمه کیه ( inhameh kiah  ) که معنی اینهمه خانه  است.

همه براها ( hameh beaha  ) که معنی ان همه برادرها است.

همه چوا  ( hameh choa  ) که معنی ان همه چوبها است.

 

منبع : کتاب دستور زبان گویش خوانساری       تالیف : سید مجتبی بنی هاشمی خوانساری

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 20:13  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


کل این مطلب مربط به وبلاگ خطم خالی است لطفا یا مطلب را در این وبلاگ بخوانید یا به منبع مراجعه کنید.

پس از انتشار فراخوان دومین همایش وبلاگ نویسان خوانساری در پست قبل ٬ تصور می کردم باید تا مدتها درگیر خواندن نظرات و همچنین اعلام آمادگی دوستان برای شرکت در همایش باشم.

 با توجه به اینکه زمان زیادی هم برای اعلام آمادگی در نظر گرفته بودم(حدود دو هفته) ولی با بی مهری دوستان روبرو شدم ! در این مدت هیچکس نظری نداد . بجز دو نفر از دوستان که حضوری اعلام آمادگی کردند ٬ و دو نفر دیگر که فقط ابراز علاقه کردند. به پیشنهاد یکی از دوستان خوبم تصمیم گرفتم یکبار دیگر این فراخوان را منتشر کنم . و البته اینبار بصورت کامنت و در وبلاگ تک تک دوستان ٬ جداگانه دعوت به همکاری کنم. بلکه دوستانی که فرصت سرکشی به ما را ندارند ٬ در قسمت نظرات وبلاگ خودشان این دعوتنامه را بخوانند. لازم به ذکر است که این همایش بنا به درخواست و علاقه مندی اکثر دوستان وبلاگ نویس خوانساری برگزار می شود.

امیدوارم اینبار با نظرات خوب و ارزشمند خود ما را در جهت برگزاری بهتر این همایش یاری کنید.

باز هم از دوستان عزیز خوانساری که مایل به عضویت در هیئت اجرایی همایش هستند ٬ تقاضا می شود آمادگی خود را تا تاریخ ۱۵ مرداد ماه از طریق همین وبلاگ (خطم خالی) اعلام نمایند . ( لطفاْ نام و نام خانوادگی و شماره تماس خود را در قسمت نظرات وارد نموده و حتماْ قید شود ٬ جهت عضویت در هیئت اجرایی همایش.) 

توضیحات بیشتر را در پست قبلی بخوانید.( مراجعه شود به وبلاگ منبع که در اول پست ذکر شد )

لطفا برای ثبت نام و دیگر موارد به وبلاگ خطم خالی مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 20:59  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


دیدی یو گه از همه هل بخاری  یا اشو بالا

                      ( didyu ge ez hama hol bokhariya eshshu bala ) 

دودی است که از سوراخ همه بخاری ها بالا می رود .

کنایه از : مردن برای همه است .

 

ریگ مینه کیشش درو   ( rig mine keyshesh  deru )

ریگ در کفشش می باشد

کنایه از : نادرست و متقلب بودن ، مانند جنسش خرده شیشه دارد.

 

زورژ به  خره نررسو پالونز ورگیرو  

               ( zurezh be khara nar-resu palunezh vere giru )   

زورش به خر نمی رسد پالانش را بر می دارد .

کنایه از : برادر را به جای برادر ازردن و کشتن است ، یا دوست را به جای دشمن گرفتن است.

 

سرت مین آخور گامیش نکر    ( saret mine akhore gamishnaker )

سرت را به اخور گاومیش نکن

کنایه از : ستیز نکردن و در نیفتادن با بالاتر از خود است.

 

سلام لر بی طمع نی  ( selame lor bie tema ney )

سلام لر ، بی طمع نیست.

کنایه از : منظور و مقصود خاص داشتن است.

 

منبع : كتاب جغرافياي خوانسار . تاليف : حميد رضا مير محمدي ( با اندکی تلخیص و تصرف )

 

ولادت حضرت علی ( علیه اسلام ) و همچنین روز پدر را به تمام مردم ایران زمین تبریک می گویم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 23:27  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


خرم بزو خر کری    ( kheram bezoo khar kori )

خرم کره خر دیگری زائیده است.

کنایه از : اضافه شدن کاری بر کار دیگر یا مشکلی بر مشکلات دیگر اضافه شده است .( در فارسی می گویند گاومون زائید )

 

دریا به زبون اسبه ( اسپه ) نجس نگنو ( derya be zebbune esba nejes negenu )   

دریا به زبان سگ نجس نمی شود.

کنایه از : آثر نبخشیدن حرف و سخن بی مورد درباره کار صحیح است.

 

دس به زانی خود بگیر بواژ یا علی ( das be zani khod bagir bevazh ya ali )

دست به زانوی خود بگیر بگو یا علی

کنایه از : عزت نفس است.

 

دعوا آسه بزن ندارو  ( da va ase bezan nadaru )

دعوا آهسته بزن ندارد.

کنایه از  : جدی بودن در دعوا و مدافعه و هر کاری استو ( در دعوا حلوا خیر نمی کنند هر بلایی سر آدم بیاید دعوا است )

 

دل دل کشو کپه گل کشو    ( del dele keshu keppa gel keshu )

دل ، دل را می کشد و سبد ، گل را می کشد .

کنایه از : دل به دل راه داره

 

منبع : كتاب جغرافياي خوانسار . تاليف : حميد رضا مير محمدي ( با اندکی تلخیص و تصرف )

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 23:28  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


      مادر دوستت دارم

 

      ولادت حضرت فاطمه الزهرا ( س ) را به تمامی زنان و مادران ایران زمین تبریک میگویم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 14:42  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


با سلام

همان طور که از تیتر این پست مشخص است این وبلاگ یک ساله شد .

از شما دوستان می خواهم در بخش نظرات نقاط قوت و نقاط ضعف این بده را ذکرکنید و هرگونه انتقادی دارید با کمال رضایت می پذیرم.

دوستارتان مدیر وبلاگ گویش خوانساری

به امید داشتن خوانساری آباد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 16:12  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


تیتژ ملیچ بژ خورتی               ( titezh melich bezh khortey )

توتش را گنجشک خورده است.

کنایه از نام کسی به بدی مشهور باشد ، رسوایی

 وح که تیت ملیچ خورته ی من            گر چنگ و نوک قلا گفتی

 

جلز و بلز ( کوله و کز )              ( jellez _ o_ bellez )

جلز و بلز ، سوختن و ساختن

کنایه از : غم و غصه زیاد داشتن

کوله و کزم نکر ایچرخ مثل چنبره      ویش از این نمجرنه و در فکر آزارم نبه

 

چسنک به وچژ بیات : مانی قربون دس و پا اسپیدد گنان

          ( chosonaka be vechazh biat : mani ghorbone das o pa espided genan )

چسنک ( خرچسنونه ) به بچه اش گفت : مادر قربون دست و پای شفیدت بشوم

کنایه از : هر کس بچه و فرزند خود را هر قد بد و زشت باشد . خوب و زیبا می بیند و نزد او عزیز است .

 

چرای گه بیه کیه روا وو به مسچد حرومو

                                        ( cheraee ke be kiya revaoo be mechched haroomoo)

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

کنایه از : افراط و تفریط است.

 

چژ و مثل خرس تیر خورته وو       ( chezhoo mesle kherse tir khortaoo )

او را چه می شود مانند خرس تیر خورده است.

کنایه از : عبوس روی و ترش و عصبانی بودن است.

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا ( س ) ( به روایتی ) را به تمام مسلمین تسلیت می گویم.

 

منبع : كتاب جغرافياي خوانسار .        تاليف : حميد رضا مير محمدي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:40  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


                            پارك سرچشمه خوانسار ، منطقه نمونه گردشگردي مي شود

برای تبدیل پارك ملی سرچشمه خوانسار به منطقه نمونه گردشگری در كشور، ۱۵ میلیارد ریال اعتبار نیاز است.

فضل الله كاویانی، شهردار خوانسار، اظهار داشت: در سفر استانی رئیس جمهور به شهرستان خوانسار، ۲ منطقه گلستان كوه و پارك جنگلی سرچشمه به عنوان مناطق نمونه گردشگری در كشور ثبت شدند. وی با اشاره به توسعه پارك جنگلی سرچشمه خوانسار به منظور خدمات رسانی مطلوب تر به گردشگران افزود: فضای سبز ضلع جنوبی پارك سرچشمه به وسعت ۲۰ هكتار در حال توسعه است.
شهردار خوانسار در گفت وگو با فارس با اشاره به ساخت ۱۵۰ سكوی بزرگ و جدید برای اسكان گردشگران در ضلع جنوبی این پارك اضافه كرد: بهره برداری از سرویس های بهداشتی در ضلع شمالی سرچشمه تا پایان خرداد امسال و همچنین ساخت پاركینگی با ظرفیت بیش از ۸۰۰ خودرو موجب توسعه فضای این پارك ملی برای جذب بیشتر گردشگران می شود. وی با تأكید بر این كه برای توسعه پارك جنگلی سرچشمه در خوانسار تاكنون از اعتبارات و بودجه این شهر استفاده شده است، بیان داشت: شهرداری خوانسار در سال گذشته، یك میلیارد ریال برای توسعه و تبدیل پارك سرچشمه به منطقه نمونه گردشگری از سازمان شهرداری های كشور وام گرفت، امسال نیز قرار است برای توسعه گردشگری این منطقه اعتباراتی به این شهر اختصاص داده شود.

 

براي خواندن ادامه مقاله به ادامه مطلب برويد...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 20:21  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


مستم و بي اختيار افتاده ام                    ياد ياري گلزار افتاده ام

با نگاه چشمم دلفريب                          در كمند زلف يار افتاده ام

عند ليبي آشيان گم كرده ام                    از فراز شاخسار افتاده ام

همچو برگ از درخت افتاده ايي            در مسير جويبار افتاده ام

غنچه اي بودم ولي از بخت بد               تنگ در آغوش خار افتاده ام

شمع بزمي بودم اما اين زمان                اشك ريزان بر فراز افتاده ام

بس كه با اندوه غربت ساختم                 خوار گشتم از وقار افتاده ام

از نفس افتاده ام اندر ملك ري                 مردم از بس در حصار افتاده ام

آنچنان دلتنگم از تهران كه باز               در تكاپوي فرار افتاده ام

از پس عمري به غربت زيستن               در پي شهر و ديار افتاده ام

« بخشي » از نو با دل پر حسرتي           من به فكره خوانسار ( خانسار ) افتاده ام
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:22  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  | 


دیم:  صورت   /   هشک : خشک

دیم تو خورد و چشم مو تر        هشکش ویکر وان خوزارو
 
 واتن : گفتن   /   بو  : باشد.  
واتت که سر فلا کروهینی تو ساعتی           کین آه سوته دل بهر چه تو وات ایستاده بو

درکو :  گرفتار شدن  /  بنبو : نیاید / کرو و کرت : انجام دادن، کردن / بکر : انجام بده، بکن.  
بند گیر و دلم انبار گفتن ز تن آر          مرد عاقل نه ببو تا که به کاری در کو
بپسندد سر زلفش که کرو دل ها صید      گرنه هر لحظه به آن دام هزاری درکو
اوحدی رنج بکربرت اگرت کامی کو         عاشقی سعی بکر بو که شکاری در کو
گر دلت میل به آن دیم کرو کردش کرت        بو که ابروی غلط بر به کناری در کو


 نبو  : نباشد  /   نشو کرت : نمی تواند باشد.  
سر ترسم که پابند هوای تو نبو        دل نشو کرت که خاک کف پای تو نبو

 ورستند : بر خاستن /  نبو :  نباشد.
اگرت زره صفت خلق ورستند به مهر         سر به سر یکشنبه یک ذره وفای تو نبو


منبع : سايت پرتال اصفهان   آدرس دقيق مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 10:57  توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..  |